اصغر فرهادی
امروز اصغر فرهادی برگ جدیدی رو در تاریخ هنر ایران ورق زد
میخوام از اینجا بگم که به اصغر فرهادی افتخار میکتم
شما هم ببینید
http://dl.downloadha.com/Hosein/January%202012/16/A%20Separation%20-%20Golden%20Globe%202012.mp4
عشق من به ماهیم
امروز اصغر فرهادی برگ جدیدی رو در تاریخ هنر ایران ورق زد
میخوام از اینجا بگم که به اصغر فرهادی افتخار میکتم
شما هم ببینید
http://dl.downloadha.com/Hosein/January%202012/16/A%20Separation%20-%20Golden%20Globe%202012.mp4
هرکی میاد اینجا یه دعایی هم واسه ما بکنه
ماهی جون هم از یه مرحله مهمه کارش رد شدو داره به مرجله اصلیش میرسه
خدارو شکر
دیشب ماهی جونو تو کوچه موتور پرشی سوارا سورپرایز کردم!!!!!!
میدوستمش خیلی!!!!!
اميدوارم اين شروعي باشه براي موفقيت هاي جديدش كه ايمان دارم لياقتشو داره
آخ كه خيلي دوسش دارم
ديشبم باز افطاري رفتيم پيش صفدر و خيلي خوش گذشت
ولي خودم خيلي بلا تكليفم!
ايشالله فردا روز خوبي واسش باشه
ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز،
مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد...
یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت،
بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید،
و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت...
تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست...
ماه من غصه چرا؟
تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست،
ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن،
کار آنهایی نیست که خدا را دارند...
ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید،
یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن...
و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز...
او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم
می داد...
او همانیست که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام، غرق شادی
باشد...
ماه من...
غصه اگر هست بگو تا باشد...
معنی خوشبختی، بودن اندوه است،
این همه غصه و غم، این همه شادی و شور،
چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغند...
همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر،
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا،
و در آن باز کسی می خواند...
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز...
اون زمان همه چي رنگو بوي معنوي داشت حتي برنامه هاي تلويزيون. و خبري هم از سريالاي پشت سر هم و بي محتوا نبود.
خدايااااااااااا اصلا نميخوام بزرگ شم خدااااااااااااااااااا
پ.ن:امشب با ماهي جون اولين افطاري حليم ماه رمضونو افتتاح ميكنبم!
خیلی دوس دارم که یه مطلب درباره نابرده رنچ بنویسم و نکاتشو واسه یاداوری خودم توضیح بدم و حتی نقدی یراش بنویسم, اما به 2 دلیل اینکارو تمیکنم:
یکی تنبلی!! چون وسواس تو نوشتن دارم و یکمی کندم !! و کلی وقت میبره.
و دومی اینکه اینجا ماله دوست داشتن ماهی جونه و بهتره درباره اون بنویسم بیشتر!{الان میخوان با ماهی جون بریم پیش صفدر(یک رمزه)و دلی از عزا دربیاریم!!}
پ.ن: دشب خیلی شرمنده شهدا شدم و از معدود دفعاتی بود که در تاریکی اشک ریختم
| ای مدنی برقع و مکی نقاب | سایه نشین چند بود آفتاب |
| منتظران را به لب آمد نفس | ای ز تو فریاد به فریادرس |